| |
| یکشنبه 31 فروردین ماه سال 1382 |
| وقتی قرار شد روزنامه بخوانیم |
صدوشصت و چند سال پیش که ناصرالدین شاه بعد از بازگشت از اروپا دلش خواست ایرانیها هم باوجود پایین بودن سطح سوادشان روزنامه داشته باشند،شاید هیچوقت تصورش را نمیکرد که مردم با آن مقاومت یک قرنی برای پذیرش چیزی که سرآخر اسمش را «زورنامه» گذاشته بودند،خیلی سریع با گیرندههای رادیو و تلویزیون ارتباط بگیرند و آن را بپذیرند. پایین بودن سطح سواد،یعنی همان عامل اصلی مقاومت مردم برای پذیرش فرهنگ مکتوب حالا باعث شده بود که رادیو و تلویزیون بدون هیچ مانعی بسرعت جای خودشان را در میان دلهای مردم باز کرده و بسرعت همهگیر شوند. به این ترتیب در حالی که فرهنگ مکتوب هنوز در ما نهادینه نشده بود،وارد عصر ارتباطات الکترونیکی یا همان فرهنگ شنیداری شدیمأ یعنی بدون آنکه آگاهی و درک درستی از تواناییهایی که نظریهپردازان وسایل ارتباط جمعی برای تلویزیون در نظرگرفته بودند،داشته باشیم از آن استفاده کردیم. و اما... ،طبیعی است در جامعهیی که مردمش فکور و اندیشمند تربیت نشدهاند به مطالعه کردن هم عادت ندارند،بسیاری از ساختارهای ارتباطجمعی بخاطر عدم وجود فکر و اندیشه دچار ضعف میشوند و آنوقت ، وسایل ارتباطجمعی (از جمله تلویزیون) با آن امکانات گسترده خود به یک ضد فرهنگ تبدیل میشود.
|
|
| |
| سه شنبه 26 فروردین ماه سال 1382 |
| آن |
| آن که دائم هوس سوختن ما می کرد کاش می آمد و از دور تماشا می کرد |
|
| |
| دوشنبه 25 فروردین ماه سال 1382 |
| سلام |
| سلام و همین چیزها... |
|