| |
| شنبه 31 خرداد ماه سال 1382 |
|
هر کسی در چنگه ابر دوستی داشت هم از ان روست جهان در جوار دوستان آکنده از هو ل پلشت مادرم نیز می گفت چنین دل به دوستان مسپار و در اندیشه چیزهای جدی تر باش.
گلو ناوم
|
|
| |
| چهارشنبه 28 خرداد ماه سال 1382 |
| آوازهایی که شنیده نشد |
انقلاب که شد، زنان موسیقی ایران هم از متن به حاشیه رانده شدند. بسیاری ترک دیار کردند، عدهیی هم ماندند، سکوت کردند و به انتظار نشستند تا شاید فضا بازتر شود. این انتظار سالها طول کشید تا اینکه با آغاز دهه هفتاد، آهسته آهسته شرایط به سمتی رفت که بانوان در عرصه موسیقی حضور پررنگتر پیدا کردند و احیای گروههای قدیمی، تشکیل گروههای موسیقی جدید، اجرای آوازهای گروهی، برگزاری جشنواره گلیاس (ویژه بانوان) و...از جمله فعالیتهایی است که طی این سالها انجام گرفته است. نداشتن بودجه، عدم امکان برگزاری کنسرت به صورت عمومی، نداشتن سالن تمرین و خیلی چیزهای دیگر از جمله مشکلاتی بوده و هست که زنان طی این سالها با آن درگیر هستند. اما با این وجود آنان هر روز خواستار شرایط بهتری هستند تا بتوانند موسیقی بانوان را از حالت سکون خارج کرده و در این عرصه جدیتر گرفته شوند. پری ملکی، خواننده و سرپرست گروه خنیا با اشاره به وضعیت موسیقی زنان در سالهای قبل میگوید: «بارها شرح برگزاری کنسرت گروههای بانوان، برای بانوان را قصهوار گفتهام. اینکه چگونه این کنسرتها با مجوز شفاهی و در زیرزمین یا پارکینگ منازل برگزار میشد، اما از سال 76 با به رسمیت شناختن موسیقی بانوان از سوی مرکز موسیقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و گنجاندن برنامه ویژه بانوان در برنامههای جشنواره گلیاس و جشنواره بینالمللی موسیقی فجر آن فضای محدود به فضایی بازتر با امکانات بهتر تبدیل شد. این البته شرح کنسرتهایی است که در آن خواننده «زن» میخواند.» او معتقد است کار برای زنان در حوزه موسیقی از آغاز انقلاب کما بیش در حوزه نوازندگی در ارکسترها و بخشهای پژوهشی میسر بوده است. «اما در سالهای اخیر حضور بانوان در همه زمینهها پررنگ تر شده است، اما باز کافی نیست و البته این روند کند قابل انتقاد است.» پری ملکی بزرگترین مشکل زنان در این حوزه را عدم ارایه کارهای تازه میداند و میگوید: «برگزاری کنسرت خوانندگان زن برای بانوان، بیشتر در مناسبتها انجام میگیرد. مناسبتهایی از قبیل اعیاد مذهبی، جشنوارههای موسیقی و یا به بهانه کمک عواید کنسرت به مراکز خیریه. این کنسرتها بازمان محدود و مخاطبان ویژه (بانوان) سبب میشود تا آهنگسازان، ترانهسرایان، تنظیمکنندگان و دیگر دستاندرکاران موسیقی اؤر تازهیی خلق نکنند. از اینرو خوانندگان زن به ناچار یا به بازخوانی آؤار گذشتگان میپردازند و یا با تغییراتی مختصر همان آؤار گذشتگان را ارایه میدهند.» پری ملکی با مقایسه وضعیت زنان در حوزه موسیقی در قبل و بعد از انقلاب میگوید: «متاسفانه در قبل از انقلاب شرایط سیاسی و اجتماعی به گونهیی بوده است که از «زنان» اهل موسیقی به عنوان «ابزار طرب» بهرهکشی میشد. گرچه در همان زمان کسانی بودند که چه در زمینه نوازندگی، خوانندگی و...با وقار کار میکردند، ضمن آنکه میسوختند و میساختند.» او آینده روشنی را پیشروی زنان نوازنده میداند و میافزاید: «زنان نوازنده وضعیت بهتری خواهند داشت. زنانی که در گروه «کر» فعالیت دارند نیز همین وضع را خواهند داشت. فقط زنان خواننده، هنوز بخاطر بلاتکلیفی در نحوه فعالیتشان راه پر فراز و نشیبی را طی خواهند کرد. گرچه امکان همخوانی وهمنوازی گام تازهیی برای حضور پررنگتر آنان است اما بلاتکلیفی و برخوردهای سلیقهیی سد و مانعی برای پیشرفت آنان خواهد بود. در حقیقت مسوولان فرهنگی و هنری باید ضوابط، مقررات و چارچوبهایی را مشخا کنند که ؤابت و پا برجا بماند تا این گروه گروه بانوان تکلیف خود را بدانند یا با این ضوابط و مقررات کنار میآیند و یا فعالیت در زمینه موسیقی را میبوسند و کنار میگذارند. ضمن آنکه حتما در اخبار خواندید که در مراسم افتتاح موزه موسیقی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از موسیقی آوایی به عنوان یکی از نخستین انواع موسیقی بشری نام برد که «لالایی مادران»از آن جمله است. پس اینگونه نظرات میتواند راهگشا باشد. خاطره پروانه هم سال هفتادوشش را برای بانوان عرصه موسیقی، سال خوبی میداند و بسیاری از آنانأ آذر هاشمی،بهناز ذاکری،پری مکی و... بعد از 20 سال سکوتشان را شکستهاند . خود او سال 76 بعد از سالها انتظار به همراه افلیا پرتو و نوشین عقیقی بار دیگر خواند. خودش میگوید: آنها که ماندند از همه چیز محروم شدند و از دسترس دور ماندند. طی این سالها هر بار که کنسرت برگزار میکنیم،همه استقبال میکنند. بانوان کشور میآیندو سالن همیشه پر میشود. او معتقد است تا آنجا که قانون اجازه بدهد بانوان برای کارکردن هیچ مانعی ندارند. به نظر خاطره پروانه تاسیس هنرستان موسیقی ویژه بانوان مثل روزنهیی است به آینده. او علاقهیی به مقایسه وضع زنان در حوزه هویتی در قبل و بعد از انقلاب ندارد و ترجیح میدهد جواب سوؤال ما را هم ندهد. چرا که معتقد است «موسیقی طی این سالها گسترش نداشته است. قبل از انقلاب ارکستر 22نفره بانوان داشتیم. اما امروز نداریم. البته قرار است ارکستر بانوان تشکیل بشود اما این کار نیاز به بودجه ،محل تمرین ، موقعیت و ... دارد. و با توجه به شرایط موجود تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل! خاطره پروانه میگوید:بانوان با وجود نداشتن موقعیت آقایان در این عرصه با عشق کار میکنند. او معتقد است در سالهای اخیر آزادی نسبیبه وجود آمده که اگر ادامه پیدا کند،بانوان میتوانند در این هوا نفس تازه کنند. او در آخر باز هم میگوید:اگر قانون اجازه ندهد،زنان نمیتوانند بخوانند. دکتر ملکتاج خسروی جامعهشناس و استاد دانشگاه در مورد پررنگتر شدن حضور زنان در حوزه فرهنگ، خاصه موسیقی معتقد است: «در طول تاریخ زنان،با از خودگذشتگی،و تحمل سختیهای بسیار تلاش کردهاند تا هویتشان را ؤابت کنند. بیشتر شدن فعالیت زنان طی سالهای اخیر نیز نتیجه همین تلاش و البته بالارفتن تقاضای جامعه برای بیشتر شدن حضور آنان در عرصههای مختلف است. » وی معتقد است:باوجود همه شعارهایی که در مورد برابری حقوق زن و مرد در جامعه داده میشود،من سهم برابری برای زنان نمیبینم. فقط میخواهیم تبلیغ کنیم. به خودمان نباید دروغ بگوییم. زنان میخواهند در قوانین بازنگری شود و به مسائلی که جامعه تا به حال به آن بیتوجه بوده،رسیدگی شود. وی معتقد است استقبال بازگشت و حضور بانوان در عرصه موسیقی نیز تقاضایی از سوی جامعه است . مردم هنجارها و نابهنجارها را میشناسند و امروز انتظار دارند جامعه فضا را برای زنانی که به فساد رو نیاوردهاند باز کند. دکتر محمدحسین فرجاد ، آسیبشناس اجتماعی نیز افزایش حضور زنان در عرصه موسیقی را پاسخی میداند که زنان به نیاز عمومی جامعه دادهاند. او معتقد است جامعه به موسیقی نیاز دارد و بخاطر همین احساس نیاز است که امروز زنان هم در این حوزه حضور بیشتری دارند. دکتر محمدحسین فرجاد با اشاره به تاؤیر وسایل ارتباطجمعی در بالابردن سطح آگاهی زنان میگوید:زنان تلاش میکنند به حقوق بیشتری دست پیدا کنند. حقوقی مساوی با حقوق مردان . در طول تاریخ زنانی داشتهایم که در عرصههای مختلف انسانهای موفقی بودهاند. امروز هم زنان در سینما خوب درخشیدهاند چه در نقش کارگردان و چه در نقش بازیگر ،در حوزه موسیقی ،ادبیات و نقاشی هم همینطور... او معتقد است:زنان نمیتوانند به یکباره به تمام هدفهای خود دست پیدا کنند. باید از طریق عضویت در سازمانهای مربوط به امور زنان فعالیتشان را بیشتر کنند. ضمن اینکه قوانین هم نیازمند تغییر وبازنگری در حقوق زن هستند.
|
|
| |
| سه شنبه 27 خرداد ماه سال 1382 |
| بررسی وضع حضور زن در سینمای ایران از ابتدا تا امروز |
زنان زیر بار تاریخ
وقتی عبدالحسین سپنتا تصمیم گرفت «دختر لر» نخستین فیلم ناطق سینمای ایران را در هند بسازد، مشکل بزرگش انتخاب بازیگران فیلم بودکه میبایست با زبان فارسی آشنایی میداشتند. بازیگران انتخاب شدند، همسر یکی از کارمندان استودیو به نام روحانگیز هم برای ایفای نقش گلنار انتخاب شد. به او گفته بودند: «نامش به عنوان نخستین بازیگر زن سینمای ایران برای همیشه بر جای خواهد ماند.» تولد نخستین بازیگر زن و نخستین فیلم ناطق در سینمای ایران همزمان در سال 1312 اتفاق افتاد. روحانگیز که قبول کرده بود گلنار «دختر لر» شود،شاید نمیدانست با پذیرفتن این عنوان ناگزیر از پذیرفتن بیمهریهای مردم کشورش که تا به حال بازیگر زن ایرانی ندیده بودند نیز هست. 1335أ سال باد شهلا ریاحی بعد از دوازدهسال تجربه بازی در تئاتر و سینما، در شرایطی که حضور زنان در عرصههای هنری بخصوص سینما با سختیهای زیادی همراه بود، تصمیم میگیرد نخستین فیلم سینمایی خود را کارگردانی کند و به عنوان نخستین زن کارگردان سینما در ایران، پیشاهنگ ورود زنان به این عرصه شود. شهلا ریاحی این تجربه را دیگر تکرار نکرد و «مرجان» نخستین و آخرین ساختهاش بود. او به بازیگری علاقه بیشتری دارد و آن را به کارگردانی ترجیح میدهد و میگوید:« وقتی قرار شد به همراه همسرم کار بازی در تئاتر را شروع کنم، بخاطر شرایط آن زمان از سوی خانواده و فامیل طرد شدم. آنها معتقد بودند هنرپیشگی من را از بچه و همسرم غافل کرده و باعث میشود زندگی خانوادگی من از هم بپاشد.» . اما با این وجود او در برابر همه این فشارها ایستادگی کرد تا اینکه به گفته خودش «آنهایی که دیروز او را منصرف میکردند، امروز به او اظهار لطف میکنند.» شهلاریاحی پیشنهاد ساخت این فیلم را در حالی پذیرفت که هیچکس حاضر به ساخت آن نبوده است:« آن موقع شرایط سینمای ایران به گونهیی بود که فیلمها بیشتر تجاری و گیشهیی بود و هیچکدام ارزش سینمایی نداشت. سناریوی «مرجان» تجاری نبود و شاید به همین دلیل محمد عاصمی و دکتر کیمرام زیر بار ساخت این فیلم نرفتند. من هم تصمیم گرفتم، خودم این فیلم را بسازم. سرمایهگذار این فیلم هم یکی از بستگان نزدیکم بود که چون نمیخواست نامی از او برده شود، اسم خودم به عنوان تهیهکننده در تیتراژ آورده شد.» به هرحال شهلا ریاحی با یک فیلم نام خود را به عنوان نخستین کارگردان زن در تاریخ سینمای ایران ؤبت کرده. «مرجان» در مقایسه با دیگر فیلمهایی که در همان سال ساخته شده بود جنجال زیادی بپا کردأ نظرات متفاوتی در مورد این فیلم وجود داشت. هنرمندان و مطبوعات با هم اختلاف نظر داشتند و دو نوع واکنش کاملاص متفاوت نسبت به این فیلم از خود نشان میدادند تا آنجا که این فیلم بعد از یک شروع خوب و استقبال خوبتر، به دلیل انتقاداتی که از آن میشد، در هفته سوم فروش مورد بیمهری تماشاگران قرار گرفت و ورشکسته شد. با همه آن انتقادهایی که به «مرجان» شد این فیلم سرآغاز حرکتی بود که اگر مورد بیمهری قرار نمیگرفت، میتوانست در آینده راه را برای زنانی که قصد داشتند فیلمساز شوند،هموارتر کند. اما آنچه تاریخ نشان میدهد تا سالها بعد از این تاریخ به هر دلیل شاهد هیچ نقطه عطفی در تاریخ سینمای زنان نیستیم. اگر هم حرکتی شده آنقدر کمرنگ بوده که به چشم نیاید و تنها بماند. «خانه سیاه است»، یکی از همان حرکتهایی است که تنها ماند،تابستان سال 1341 بود که فروغ فرخزاد به همراه دکتر راجی برای بازدید از جذامخانه به تبریز رفت. او قصد داشت درباره زندگی جذامیها فیلم بسازد. مخالفتهای بسیاری با او شدأاما بالاخره فروغ بعد از تلاشهای بسیار برای شکستن مقاومت مسوولان جذامخانه به همراه گروهش از مهرماه همان سال این فیلم را ساخت. یک فیلم مستند که برای همیشه در تاریخ سینمای ایران ؤبت شد. فروغ به همراه پنج نفر دیگر دوازده روز بدون داشتن هیچگونه تماسی با تهران و تبریز درجذامخانه ماند، با جذامیها زندگی کرد تا بتواند این فیلم را بسازد. یک فیلم تلخ یا بهتر است بگوییم یک شعر تلخ. چرا که فروغ قبل از هر چیز یک شاعر بود و قصد فیلمساز شدن هم نداشت. فقط میخواست خودش را در این عرصه محک بزند. وجود ابراهیم گلستان و همکاری نزدیک فروغ با او را هم نباید نادیده گرفت شاید اگر فروغ با کسی مثل ابراهیم گلستان آشنا نمیشد شاید هیچ وقت به فکر ساختن فیلم هم نمیافتاد. با این وجود، جسارت فروغ در نزدیک شدن به افرادی که همه از آنها دوری میکردند و نوع نگاه شاعرانهاش به این فیلم را هرگز نباید نادیده گرفت. . سالهای بی ثمر . سالهای دهه پنجاه و شصت هم آنطور که باید چیزی برای زنان سینماگر نداشت. باز هم همان حرکتهای جسته و گریخته. البته مرضیه برومند را که حالا سه دهه از عمر فیلمسازیاش میگذرد را نباید نادیده گرفت چرا که او توانسته درحوزه کار عروسکی و کودک آغازگر یک جریان باشد و به عنوان یکی از شاخا هنرمندان این عرصه خاص شناخته شود. پوران درخشنده هم سینماگر دیگری است که کار خود را با ساخت فیلم رابطه در سال 59 آغاز کرد. پرنده کوچک خوشبختی، عبور از غبار و زمان از دست رفته همگی فیلمهایی با مضامین اجتماعی بودند که در زمان خود با استقبال عمومی هم روبرو شده بودند. دهه شصت برای او دهه پرباری بود. فیلم میساخت و جایزه میگرفت اما دهه هفتاد برای او که خوب شروع کرده بود چندان رضایتبخش نبود. عشق بدون مرز تنها ساخته سینمایی درخشنده در آن سالها بود. خودش دلیل این کم کاری را بروز مشکلاتی میداند که طی این سالها برایش پیش آمده. علاقهیی هم به حرف زدن در مورد این مشکلات ندارد و ترجیح میدهد بیشتر وقتش را به مونتاژ فیلم جدیدش اختصاص دهد. سالهای اعتراض . مروری بر جریان زنان فیلمساز از آغاز حرکت فیلمسازیشان نشان میدهد که دهه هفتاد در نوع خود منحصر بفرد بوده چرا که این جریان در آن شکل عمومی گرفته و تا به امروز هم ادامه دارد. فیلمهای ساخته شده در این دهه علاوه به داشتن نگاه زنانه، بیشتر به مشکلات و دغدغههای زنان میپردازند. اگر دهه هفتاد را به دو نیم تقسیم کنیم نیمه اول را به دلیل فضای حاکم بر جامعه و شاید هم عدم تجربه کافی زنان در حوزه سینما کمرنگتر خواهیم دید. بعد از تغییرات سیاسی و اجتماعی که آؤارش در حوزه فرهنگ به بازتر شدن فضا منجر شد فیلمسازهای زن هم جسارت پیدا کردند تا به دنبال آموختن تجربههای تازه بروند. از سالهای بعد از جنگ زنها در ایران موقعیت جدیدی پیدا کردند. از خانه بیرون آمدند، برای بالا بردن تواناییهای خودشان تحصیل کردند و بعد سعی کردند از نظر اقتصادی مستقل شوند. شاید در جریان این تحولات زنان که حالا به دلیل خواستهای جدیدشان با مردها روبرو شده بودند سعی در کمرنگ کردن تفاوتها و فضاهای بیرونی کردند و زنان فیلمساز هم این تغییر خواست ها را بخوبی در آؤارشان نشان دادند. . رخشان بنیاعتماد کار خود را از دهه شصت شروع کرده بود و بعد از سه فیلم خارج از محدوده (1367)، زرد قناری (1367)، پول خارجی (1369) با ساخت فیلم نرگس بخوبی تواناییهایش را در خلق فضا و شخصیتهای رئال نشان داده بود. . در دهه هفتاد در ردیف بهترین کارگردان ها قرار گرفت. آن سالها برای او جوایز بسیاری را به همراه داشت. از داوری و دریافت سیمرغ بلورین جشنواره فیلم فجر گرفته تا جوایز جشنوارههای خارجی. «روسری آبی» او عنوان بهترین فیلم سال 74 را کسب کرد. «بانوی اردیبهشت» نیز به عنوان چهارمین فیلم سال 76 نشانههای آشکاری از توانمندیهای این بانوی کارگردان را در شناخت ارزشهای کاربردی تصویر در انتقال مفاهیم انسانی به نمایش میگذارد. زیر پوست شهر نیز به عنوان بهترین فیلم سال 79 شناخته شد. تهمینه میلانی دیگر سینماگر ایرانی که سال 68 با ساخت فیلم بچههای طلاق کار فیلمسازی خود را آغاز کرده بود بعد از ساخت فیلم «افسانه آه» در سال 69 و با ساخت دو فیلم طنز «دیگهچه خبر» و «کاکادو» در نیمه اول دهه هفتاد سالهای بعد را به ساخت فیلمهایی اختصاص داد که موضوع اصلی همه آنها زن بود. حتی تهمینهمیلانی در این سالها تلاش کرده است داعیه فمینیست بودنش را بخصوص در سه اؤر اخیرش دو زن،نیمه پنهان و واکنش پنجم بگنجاند. . رخشان بنیاعتماد هم اگرچه این ادعا را ندارد اما نگاه ویژه به مشکلات زنان و پرداختن به مسائل زنان اقشار مختلف جامعه به وضوح در آؤارش دیده میشود. سمیرا مخملباف و مرضیه مشکینی دو فیلمساز زن خانواده مخملباف هم طی این سالها سعی کردهاند به رغم پیروی از سیاستهای خانوادگی خود در عرصه فیلمسازی به نوبه خودشان به مشکلات زنان بپردازند. نگاهی به فیلم «روزی که زن شدم»مرضیه مشکینی خود گواه این ادعاست. . اما علاوه بر نگاه فیلمسازان زن عوامل دیگری هم در نوع سینماگری آنها دخالت داشته است. مهوش شیخالاسلامی مستندسازی است که باوجود داشتن باور به همه تواناییهای یک زن در حوزه سینما میگوید: «بخاطر زن بودن هیچ مشکل بازدارندهیی را احساس نمیکنم و مشکلات این عرصه برای زنان و مردان یکسان است. اگر برای زنان بودجه ندارند برای مردان هم ندارند. آنچه زنان با آن روبرو هستند قانون برتری است که در اجتماع حاکم است.» شیخالاسلامی میگوید، وقتی با گروه خودش کار میکند،به هیچ عنوان برتری جنس مرد را حس نمیکند. اما وقتی وارد اجتماع بزرگتر میشود آن را احساس میکند چون این تفکر وجود دارد. او دلیل برجسته شدن حضور زنان در این سالها را نامساعد بودن شرایط زنان میداند و میگوید: «در نگاه زن و مرد تفاوت وجود دارد. زنان نگاه حساستری دارند و از نظر اجتماعی هم عمیقتر هستند. طی این سالها که فضا برای حضور زنان در جامعه بازتر شده ،ما شاهد حضور فیلمسازان زن توانمندی بودهایم. البته زنان این شرایط را براحتی به دست نیاوردهاند، برایش جنگیده اند. این آسان نبوده است.» . سال گذار . آخرین سال دهه هفتاد ،سینماگر دیگری را به جمع سینماگران زن اضافه کرد که علاوه بر داشتن نگاه خاص به مسائل زنان،با پرداختن به وضعیت زندان زنان وجه دیگری از مشکلات زنان را به تصویر کشید. منیژه حکمت مشکلات پیش روی یک فیلمساز را جدای از مشکلات تعریفشده اقتصادی،سیاسی ،اجتماعی و ... نداشتن تعریف روشن و برنامهریزی مدونی در حوزه سینما میداند که روی کار فیلمسازان و بخصوص زنان تاؤیر میگذارد. او با تایید جریان فمینیستی که در دهه هفتاد در سینمای ایران بهوجود آمده،میگوید:«در مرحلهیی قرار داریم که مشکلات زنان بیشتر شده است. زنان به دنبال به دست آوردن خواسته هایشان در حال تحول و انقلاب هستند . همین پیگیری خواستهها باعث شده است که درام به وجود بیاید. بخاطر درام ماجرا نمیتوان زن را از سینما حذف کرد. درام با زن آفریده میشود.» به نظر او زنان ما در حال حرکت هستند. وقتی که مردان آن را نمیبینند و یک فیلمساز زن به سهم خود باید این حرکت را نشان دهد. منیژه حکمت در مورد زندان مردان فیلم نمیسازد چون حس مردان را نمیشناسد، اما جنس خودش را خوب میشناسد. حرکتشان را حس میکند. گذار از جامعه سنتی به مدرن را هم حس میکند. میگوید:« در مرحله گذار هستیم. و زنان با هوشمندی کامل جلو میروند و جایگاهشان را پیدا میکنند آمار طلاق بالا رفته ،زنان دیگر اجبار را نمیپذیرند و این زیر بار نرفتنها طبعات دارد و گاهی هم به ضرر آنها تمام میشود.» منیژه حکمت نسبت به زنان احساس تعهد میکند . برای اینکه زنی است که در مرحله گذار ابزاری به نام سینما دارد و میتواند از آن به نفع زنان استفاده کند. او معتقد است با فیلمسازی میتواند این جریان را هدایت کند و از سینما در جهت رسیدن به اهداف زنان استفاده کرد. |
|