| |
| دوشنبه 28 مهر ماه سال 1382 |
|
| وقتی قرار باشه فراموش بشی همه جوره فراموش میشی یه جوری که انگار اصلا نبودی |
|
| |
| دوشنبه 28 مهر ماه سال 1382 |
|
| التماس شکوه زندگی را از بین می برد.
نادر ابراهیمی
|
|
| |
| شنبه 26 مهر ماه سال 1382 |
|
یعنی من خوشحالم
یعنی من آویزونمو خوشحالم
یعنی یه عالمه قلب داشتم همه رو تو بردی
آره خوشحالم چون دزد ی که به من زد تو بودی
نه این خوشحالی مزه نداره آخه تو رفتی
یعنی دلم مچاله می شه |
|
| |
| چهارشنبه 23 مهر ماه سال 1382 |
|
دوستم غصه دیر کرده نگرانم که منو فراموش کر ده باشه!!!!!!
|
|
| |
| دوشنبه 21 مهر ماه سال 1382 |
|
امروز مرا نمی خواهی برای فردا هستم برای فردا و فرداو ... خیال کن برای همه فرداها برای همیشه ی تو هستم خوشبخت می شوی؟ خوشبختی! تو خوشبختی و من برای اینکه مرا برای همیشه ات داری حسادت را تجربه می کنم !
|
|
| |
| جمعه 18 مهر ماه سال 1382 |
|
دلم نمی خواد چیزی بنویسم برای همی نمی نویسم!! |
|
| |
| چهارشنبه 16 مهر ماه سال 1382 |
| برای تو که هستی و نیستی |
تو فرزند سپیده دمی می دانم به شب فکر نمی کنم وقتی یادم می آید همراه خورشید آمدی آفتاب آوردی و نور دیگر به شب فکر نمی کنم به سیا هی هم می دانم تو فرزند سپیده دمی |
|
| |
| یکشنبه 13 مهر ماه سال 1382 |
|
| انگار هنوز از پا در هوا بودنو گیج زدنو التهابو خیلی چیز های دیگر خسته نشدم که ماندم و ماندمو ماندم و هنوز هم ماندم که انتظار بکشم و خودم را بکشم و... |
|
| |
| چهارشنبه 9 مهر ماه سال 1382 |
|
| گاهی دلم برای دوستم تنگ می شود . برای دوستی که هیچ وقت نداشتم .همان که نه اسمی دارد نه نشانی .آخر با دوستی که نمی شناسم حرف نمی زنم ،درد دل نمی کنم و.. بعد هم نه حرف می شنوم نه درد دل ! گاهی دلم برای دوستی که نداشتم تنگ می شود . چرایش را نمی دانم اما هر وقت دلم هیچ کس را نمی خواهد دلم برای همین دوست تنگ می شود. |
|
| |
| یکشنبه 6 مهر ماه سال 1382 |
|
نگفتم بیا آمدی نگفتم بمان ماندی حالا هم بی اینکه گفته باشم می روی |
|