| |
| یکشنبه 28 تیر ماه سال 1383 |
|
او جای خودش
دیگری هم
جای تو اما
چگونه پر می شود |
|
| |
| یکشنبه 21 تیر ماه سال 1383 |
|
چگونه می خواهی دوست بدارم و آشنای عشق باشم وقتی
نیاموختم،چگونه؟ چگونه می شود نسوخت یا به خاطر نسپرد یا
همه چیز را سپرد به دامن باد؟می شود ؟عجب دامن پاکی دارد
این باد این فراموشی ،خاطره را هم انگار نگه نمی دارد . چگونه می خواهی آشنای تو نباشم وقتی فراموشی را نیاموختم؟ مثل
دوست داشتن و عشق که نیاموختم شان. من باد نیستم که دامنم
پاک باشد از خاطرهایی که دلم را مچاله نکند . من، پرم از غم های قشنگی که تو توی تک تکشان جا خوش کرده ای ، با یک علامت سوال که چگونه نمی شود فراموش کرد چگونه؟
|
|
| |
| شنبه 20 تیر ماه سال 1383 |
|
سوار می شوی
توی نگاهم و
می روی
به خاطره ها و
جای اشک
سرازیر می شوی
روی صورتم
|
|
| |
| سه شنبه 16 تیر ماه سال 1383 |
|
دور نیستی تو در خاطره ای خاطره در من
|
|
| |
| چهارشنبه 3 تیر ماه سال 1383 |
|
امروز هم بی تو آمد |
|
| |
| سه شنبه 2 تیر ماه سال 1383 |
|
دلم سکوت می کند نگاهم نه |
|
| |
| سه شنبه 2 تیر ماه سال 1383 |
|
کاش شریف بودی یا شرافت دستانم را نمی گرفتی یا نمی آلودی به گناه
|
|
| |
| دوشنبه 1 تیر ماه سال 1383 |
|
اگر غرور تو ازشکست های من باشد دوستشان دارم
|
|