دیشب اتفاق جالبی برام افتاد، در راه برگشت به خانه بودم که بی اختیار و بی دلیل توی زهنم شروع کردم با سرکار خانم بهار خانم برهانی حرف زدن ! چرایش را نمی دانم  اما اون موقع دلم خیلی برایش تنگ شد . این هم مکالمه من با بهاره توی دلم...

 

زندگی سخت می شود

وقتی  قرار نیست

دنیا به کام تو باشد

زندگی سخت می شود

وقتی قرار نیست

فردا از آن تو باشد

زندگی سخت می شود

وقتی قرار نیست

بعد از زمستان

تو بیایی